آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
12
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
خروش درآوردهاند ولى در واقع مقصود اصلى نگارش تاريخ بر آنها مجهول بوده است و غالبا تاريخ را به منزلهء علمى دانستهاند براى تهذيب اخلاق . و به اين جهت قيد مخصوصى به صدق و حقيقت نداشتهاند و اعمال و افعال سلاطين نامدار يا سركردههاى شجاع را طورى نوشتهاند كه سرمشق عموم باشد و مردم را به پيروى آنها تشويق نمايد . يكى از مورخين عالى مقام ازمنه اخيره كه ولتر مورخ و فيلسوف فرانسوى باشد در شرحى كه نوشته بود بعضى اصلاحات كرده بود چون بر او ايراد گرفتند ، گفت بلى حق داريد اما معترف شويد كه اينطورى كه من نوشتهام قشنگتر است . فى الواقع اگر منظور از تاريخ نگاشتن قصههاى دلكش باشد و مقصود جز نصيحت و تنبيه يا تشويق و تحريك نباشد بايد واقعهء مشروحه حتى المقدور مؤثر و قشنگ باشد و اگر وقايع واقعه قدرى اختلاف دارد چه عيب دارد كه مورخ از روى ذوق شاعرانهء خود شاخ و برگى بر آن قرار داده و حك و اصلاحى نمايد . بر يك مورخ ديگرى از مورخين فرانسه ايراد كردند كه فلان محاصره كه شما شرح دادهايد هيچ حقيقت نداشته است جواب داد كه خيلى متأسف هستم از اينكه واقع نشده است اما در كتاب من واقع شده است . همچنين خطابههاى بليغى كه تيتليو مورخ مشهور لاتين از قول سركردههاى خود مىنگارد به هيچ وجه مطابق واقع نيست . غرض آن مورخ بر اين بوده است كه قصهء شيرينى بنويسد و هرجايى كه وقايع همراهى نكرده است قوهء شاعرى را معاون خود قرار داده است . در اين امر بخصوص مورخين مشرقى مبالغه نمودهاند . مثلا اگر قصهء اين مورخين را باور كنيم امير تيمور يا نادر شاه در ميدان جنگ به نظم و شعر حكم قتلعام مىدادهاند و به